|
ستون نگاه
|
||
|
مهتاب ، تابنده نگر، بر لرزش برگ ، اندیشه من در جاده عشق |
"مانده تا برف زمین آب شود .
مانده تا بسته شود این همه نیلوفر وارونه چتر......"
- سهراب -
اینبار ماه در آسمان پر از غبار است و من در کنار پنجره ای
دیگر به نظاره اش نشسته ام .
اینبار در سفیدی میله های پنجره اتاقم مانده ام .
اینبار مجبورم حتی سکوت اختیار کنم و فریادم در پس صدایم جا بماند.
اینبار دیگر شبها را تا سحر بیدار نخواهم ماند زیرا تاریکی هوا دیگر از آن من
نیست.
اینبار سقف اتاقم بالاتر از حد درخت شیشه شور خانمان نخواهد بود .
اینبار دیگر برایش شعر نخواهم خواند و او نخواهد شنید .
اینبار تو از آن سقف دیگری هستی و من ، وامانده
در پس کوچه های شهرتنهایی ام .
اینبار شهر من و تو برای مردمان خودمان زیباست و شعرهایمان رنگ خدایی
ندارد .
اینبار دیگر در سکوت شب همراه قاصدکها به آسمان هفتم نخواهیم رفت .
|
|