تبليغاتX
ستون نگاه
 
ستون نگاه
 
 
مهتاب ، تابنده نگر، بر لرزش برگ ، اندیشه من در جاده عشق
 
                        

                             

 - باور کن خونوادم قبول نمی کنن ، گفتن اگه به اصرارم ادامه بدم کامپیوتر

رو ، اینترنت رو ازم می گیرن ، امیر خواهش می کنم این بازی رو تموم کن .

پسر هرروز سیستم را روشن می کرد و منتظر آمدن دختر می ماند برای او

بودن در نت دیگر معنای سرگرمی را از دست داده بود . دیگر بقیه ادلیست

هایش برای او مهم نبودند او فقط آیدی او را می دید ، او فقط به فکر رسیدن

به دختر بود . دیگر مطمئن شده بود که عاشق شده .

چندین بار این علاقه را به دختر گفته بود دختر نیز تمایل نشان می داد اما

دختر چاره ای نداشت نمی توانست بر خلاف میل خانواده رفتار کند .

پسر افسرده شده بود گاهی دختر او را بخاطر روحیه اش سرزنش می کرد و

سعی می کرد  با حرفهای جدید مسیرذهنی اش را تغییر دهد .

اما فایده ای نداشت گوش پسر به این حرفها بدهکار نبود پسر آرامشش را از

دست داده بود .

آخرین بار دختر به او پی ام می دهد و می گوید : امیر جون این کاررا رو تموم

کن اصلا به نظر من مهم نیست همین که با هم دوست باشیم کافیه ، امیر

جون از اول هم لازم نبود این قدربه هم نزدیک شیم نمی دونم شاید مقصر

من بودم ......

اینک پس از چند هفته همه چیز برای نشان دادن حقایق آماده بود ، پسر

همه چیز را مهیا کرده بود تا به  دخترثابت کند بدون او نمی تواند زندگی کند .

با هر زحمتی بود وبکمی را تهیه کرد و دختر را نیز مطلع ساخت .

او وبکم را روشن می کند ،همان لحظه به دختر پی ام می دهد :

عزیزم ببین این کاملا یه صحنه واقعی یه ، این گل سرخ تقدیم تو.

خواهش می کنم قبول کن .

وسپس جلو دیدگان دختر و چند نفر از دوستانش که ازعشق پسر خبر

داشتند تیغ را با رگ دستش آشنا می کند .

پس از دقایقی دست پسر بی حرکت می ماند و دختر فقط با چشمان گرد

شده به مانیتور چشم دوخته بود ......

                                                         
جریان این داستان رو یکی از دوستای خوبم برام گفت و من تنها کاری که

کردم این بود که اون رو در قالب واژگان به تحریر در آوردم .

من تنها جمله ای که می تونم در مورد این داستان بگم اینه :

 واینک دستان بی جان پسرچه سودی برای بودنش دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 15:33  توسط مهتاب تابنده   | 
 
  بالا